839
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 18:14
خونه مون میدون جنگ نیستمن به خاطر تو اینجامسر چی باید بجنگیممن ازت چیزی نمیخوام جز یه عشق که بین ما هستهرچی دوست داری خراب کنمثل هرشب سرنوشت هردومونو انتخاب کن من که تسلیم تو بودماز چه جنگی زخم خوردیبا کی میجنگی عزیزممن ببازم تو نبردی دستمو بالا گرفت
840
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 18:14
حسین اِمروز میونِ حرفاش درباره یِ دختری که داره باهاش آشنا میشه بهم گفت : ببین چند بار بهت گفتم کِی بیام خواستگاری قبول نکردی و بعد خندید. گفتم : بابا تواَم مارو کاشتی اَز اون موقع آخرشم که داری قال میذاری. یهو جِدی شد و گفت : ولی من هر دفِه که گفتم کاملاََ جِدی بوده ... و تنها جوابی که داشتم براش ا...
841
-
تاریخ: 1396/8/16 ساعت: 18:14
میخام آرشیوِ اینجارو از خاطراتی که 
733
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
نشسته اَم باز کنارِ تو ، اومدی سراغم نگاهِ تو روشنِ شبایِ بی چراغمصدایِ من وقتی قصه داره ، که رنگِ چشمِ تو غصه دارهشبِ من و تو باز دوباره اِنتظاره ... # خوابِ ستاره _ عارفبرچسبها: شنیدنـــی ها
734
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
اگه شمالی هستین و آهنگِ عربیِ " اَنتَ معلم " ــو دوس دارین ، آهنگِ " تو بیا می وَر جا " از " سعید هادی صفت " ــو گوش کنید ... :))
735
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
تمومِ آدما رو ، بعدِ تو بخشیدم همه رو بخشیدم ، اَما تورو نه :))
736
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
میگم نمیدونست ، میگم نمیتونست خدا که میتونست ، چرا گذاشت بره؟ # محسن یگانه
737
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
آهنگِ " شب " از " آرمین گرشاسبی "
738
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
آهنگِ " لبخندِ مصنوعی"از " سپیده " رو اول با صدایِ خودش بعد با ويولنِ " بیژنِ مرتضوی " گوش کن که اِسمشو گذاشته " گلایه " ...برچسبها: شنیدنـــی ها
739
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
مسعود دنبالِ یه دخترِ خوب میگشت ، منو معرفی کردن بهش!! ما از خیلی قبل تر میشناسیم همو!! باباش پسر عمویِ مامانه!!!! ولی خب بحثِ ازدواج کلاََ فرق میکنه رفتیم که این بار واسه ادواج همو ببینیم کلی با هم حرف زدیم از هم خوشمون اومد ولی دو تا مشکل وجود داشت یکی این که مسعود الان زن داره و یه پسر دوم این که...
740
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
سرِ قضیه یِ آرین ( خواستگارم ) یکی از دوستایِ مامان که از وقتی یادمه دوستِ خونوادگیِ خیلی نزدیکی بودیم خیلی آتیش سوزوند. نمیدونم شاید چون خودش سه تا دختر داشت و سخت بود براش که من ازدواج کنم ( از این افکارِ پوچ و مسخره ) یا کلاََ چی بود که هِی زیر آب میزد و هر روز زنگ میزد و ... وقتی که تموم شد راست...
741
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
اِی آن که به روزگار من میخندی ، روزی برسِد به حالِ خود زار زَنی ...
742
-
تاریخ: 1396/7/2 ساعت: 18:26
درسِ اول : - اونی که تو ایستگاهِ صلواتی چای میده دستِ مردم با اون همه خالکوبی لاتِ محله س!! + به من چه !! - اونی که تو هیئت یه گوشه گریه میکنه ، کُلِ سال عرق به بدن میزنه ده روزِ محرم رو به سینه! + به تو چه!! # من اگر نیکم و گُر بد ، تو برو خود را باش ... # حافظ جان # محـ❤ــرم