خرید بک لینک

درباره سایت

742

آخرین مطالب

امکانات وب

خونه مون میدون جنگ نیستمن به خاطر تو اینجامسر چی باید بجنگیممن ازت چیزی نمیخوام جز یه عشق که بین ما هستهرچی دوست داری خراب کنمثل هرشب سرنوشت هردومونو انتخاب کن من که تسلیم تو بودماز چه جنگی زخم خوردیبا کی میجنگی عزیزممن ببازم تو نبردی دستمو بالا گرفتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:14

حسین اِمروز میونِ حرفاش درباره یِ دختری که داره باهاش آشنا میشه بهم گفت : ببین چند بار بهت گفتم کِی بیام خواستگاری قبول نکردی و بعد خندید.

گفتم : بابا تواَم مارو کاشتی اَز اون موقع آخرشم که داری قال میذاری.

یهو جِدی شد و گفت : ولی من هر دفِه که گفتم کاملاََ جِدی بوده ...

و تنها جوابی که داشتم براش این بود که اَلان اَصلاََ حتی بهش فکرَم نمکنم. اِزدواج واسه من تو این سِن خیلی غَریبه ...

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:14

میخام آرشیوِ اینجارو از خاطراتی که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت: 18:14

نشسته اَم باز کنارِ تو ، اومدی سراغم نگاهِ تو روشنِ شبایِ بی چراغم
صدایِ من وقتی قصه داره ، که رنگِ چشمِ تو غصه داره
شبِ من و تو باز دوباره اِنتظاره ... # خوابِ ستاره _ عارف
برچسبها:
شنیدنـــی ها

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

اگه شمالی هستین و آهنگِ عربیِ " اَنتَ معلم " ــو دوس دارین ،

آهنگِ " تو بیا می وَر جا " از " سعید هادی صفت " ــو گوش کنید ... :))

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

تمومِ آدما رو ، بعدِ تو بخشیدم

همه رو بخشیدم ،

اَما

تورو

نه

:))

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

میگم نمیدونست ، میگم نمیتونست

خدا که میتونست ، چرا گذاشت بره؟

# محسن یگانه

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

آهنگِ " شب "

از " آرمین گرشاسبی "

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

آهنگِ " لبخندِ مصنوعی"از " سپیده " رو اول با صدایِ خودش بعد با ويولنِ " بیژنِ مرتضوی " گوش کن که اِسمشو گذاشته " گلایه " ...
برچسبها:
شنیدنـــی ها

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

مسعود دنبالِ یه دخترِ خوب میگشت ، منو معرفی کردن بهش!! ما از خیلی قبل تر میشناسیم همو!! باباش پسر عمویِ مامانه!!!! ولی خب بحثِ ازدواج کلاََ فرق میکنه رفتیم که این بار واسه ادواج همو ببینیم کلی با هم حرف زدیم از هم خوشمون اومد ولی دو تا مشکل وجود داشت یکی این که مسعود الان زن داره و یه پسر دوم این که همش یه خواب بود :|

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

سرِ قضیه یِ آرین ( خواستگارم ) یکی از دوستایِ مامان که از وقتی یادمه دوستِ خونوادگیِ خیلی نزدیکی بودیم خیلی آتیش سوزوند. نمیدونم شاید چون خودش سه تا دختر داشت و سخت بود براش که من ازدواج کنم ( از این افکارِ پوچ و مسخره ) یا کلاََ چی بود که هِی زیر آب میزد و هر روز زنگ میزد و ... وقتی که تموم شد راستش من اصلاََ برام مهم نبود اَما دلم عجیب شکسته بود ازش ، حیلی طول کشید که بتونم ببخشمش ولی هیچوقت بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

اِی آن که به روزگار من میخندی ،

روزی برسِد به حالِ خود زار زَنی ...

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

درسِ اول : - اونی که تو ایستگاهِ صلواتی چای میده دستِ مردم با اون همه خالکوبی لاتِ محله س!! + به من چه !! - اونی که تو هیئت یه گوشه گریه میکنه ، کُلِ سال عرق به بدن میزنه ده روزِ محرم رو به سینه! + به تو چه!! # من اگر نیکم و گُر بد ، تو برو خود را باش ... # حافظ جان # محـ❤ــرم

برچسب: نویسنده: هستی حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 2 مهر 1396 ساعت: 18:26

صفحه بندی